

نامه شهید مجتبی محمدی دارانی به دوست رزمندهاش مجتبی خداداد. "انالله یحبالذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص" بسم الله الرحمن الرحیم "و لنبلونکم بشیء منالخوف والجوع و نقص منالاموال والانفس والثمرات فبشرالصابرین" "پس ما میآزماییم شما را به ترس و وحشت و کمبود اموال و نعمتها و انسانها و میوهها (پس ای پیامبر) بشارتده صابران را" (خوشا به حال صابران در تنگی و سختی) با درود بیکران به پیشگاه مقدس حضرت مهدی ارواحنا لهالفداء و با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و با درود به امید امام و امت، آیتالله منتظری. ضمن عرض سلام خدمت برادر عزیز و رزمندهام "مجتبی خداداد" امیدوارم که حالتان خوب بوده باشد و همیشه نصرت خداوند به همراهتان باشد. سلام گرم مرا به تمامی برادران رزمنده چه آشنا و چه غریبه برسانید. "مجتبی جان" هماکنون که این نامه را مینویسم، نزدیک به هفت ساعت از رسیدن دو نامه شما میگذرد. نمیدانم که چرا هردو نامه باهم بهدست من رسیده است. (حتما پستچی میدانسته که شما ده روز بعد بازهم نامه مینویسید و صبر کرده تا هردو را باهم بیاورد!!) "مجتبی جان" یادت هست روزی که باهم خداحافظی کردیم چه قولی به من دادی؟ در مورد ندادن نامه توضیح داده بودی ولی برای من قانع کننده نبود. من چند دفعه برای احوالپرسی به خانه شما رفتم ولی اخباری که از مادرت میشنیدم هم متناقض بود و کمکم داشتم نگران تو میشدم. راستی به در خانه آن برادر هم رفتم و خبر سلامتی را به خانوادهاش دادم. از قول من سلام خدمتشان برسانید. "کونوا دعاهالناس بغیر السنتکم" "مجتبی جان" در نامهات سه عکس برایم فرستاده بودی نه دو عکس، که من یکی را به خانهتان دادم و دوتای دیگر را هم صاحب شدم. بههرحال از این بابت بسیار خوشحال هستم که لااقل اینجا به فکر منهم بودی! راستی از برادر "امیدی" خودمان برایت بگویم: درویش، نزدیک به یکونیم ماه است که به تهران آمده ولی مجروح شده و هنوز تا این لحظه که نامه را برایت مینویسم، مرخص نشده است. بحمدلله خطر رفع شده است و با وجود جراحات بزرگ در بدنش حالش کاملا خوب است. برادر خلخالی هم مثل همیشه در مغازه در حال چرتزدن است و سلام میرساند. لطفا دیگر از این هندوانهها زیر بغل بنده نگذارید که "آی شما معلمین در سنگر مدارس...". "اللهماحفظ جیوشالمسلمین" نهخیر برادرجان در شرایط فعلی هیچ جایی وجود ندارد که به اندازه جبهه برای اسلام موثرتر باشد و تمام این حرفها اگر کاملا خالی نباشد، لااقل نصفش خالی است. آیا در جبهه که کار انسان دعا و نیایش و جنگ و ستیز برای الله و اسلام است بیشتر میتوان موثر بود یا در مدرسه؟ الان جبهههای ما دانشگاههایی هستند که آخرین مدرک و کاملترین مدرک و پربارترین و معنویترین مدرک یعنی شهادت را به رزمندگان اهداء میکنند. مدرکی که همچون معاملهای با خداوند میباشد. آری خدا به شما توفیق بیشتری عطا فرماید تا هرچه زودتر گوشمالی نهائی را نصیب صدام تکریتی بنمایید. نامه ما هم مثل اینکه به طومار تبدیل شد!! مرا ببخشید که به جای دو نامه شما، یک نامه چهار نامهای فرستادم!!! "احتیاج به تعریف نیست میدانم خطم خوب است!!!" دیگر عرضی ندارم به امید دیدار هرچه زودتر. خداوندا خداوندا خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. خداحافظ امام و رزمندگان اسلام، چشمانتظار نامه شما مجتبی محمدی دارانی.
بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت دوست و برادر عزیزم "قادر" سلام عرضکرده و سلامتی شما را از درگاه ایزدمنان خواستارم. باری اگر جویای حال من باشی بحمدلله سلامتی حاصل و شکرگزارم. قادر جان نمیدانی وقتی خبر تاسفبار حمله صهیونیستها و عمال آمریکای جهانخوار را به اردوگاههای صبرا و شتیلا شنیدم، چقدر ناراحت شدم و هرآن در یاد تو و تمامی مردم آواره فلسطینی بودم. در حال ناراحتی بودم که ناگهان به مغزم خطور کرد که این نامه را برایت بنویسم و از حال خود و خانوادهات مطلعگردم، ولی این را بدان که ما نیز در ایران جنایاتی وحشتناک را از طرف عامل آمریکا و صهیونیسم: "صدام کافر" متحمل شدیم و میشویم. آری همزمان با کشتار هموطنان قهرمان تو در جنوب لبنان، صدام کافر با بمباران شهرهای ایلام و باختران و چند شهر دیگر در مسابقه جنایتکاری ابرجنایتکاران جهان بر همه سبقت گرفت و باعث شهادت و جراحت چندصد تن از مردم قهرمان این شهرها شد و غمی بر غم ملت ما افزود و سپس منافقین خلق برای آنکه به ندای ابرجنایتکاران یعنی همان صهیونیستها و صدام آمریکایی لبیک گفتهباشند دست به انفجار بمبهای دیگر در یکی از نقاط مرکزی تهران زدند و باعث شهادت دهها تن شدند. آری از ایران خبری جز جنگ و مبارزه علیه استکبار جهانی و عمالش برای تو ندارم، زیرا که به قول امام عزیزمان: مسئله اصلی ما جنگ است و همه باید در این مسئله سهیم باشند. در آخر از تو میخواهم بهمحض رسیدن این نامه، مرا در جریان جزئیات جنایات اخیر صهیونیستها قرار بدهی و حتما برایم نامه بنویس. به امید آزادسازی قدس و کربلا، دوست تو مجتبی، تهران 1361/8/1
