شهید مجتبی محمدی دارانی

​​شهید مجتبی محمدی دارانی 
​​​​​​​معلم قرآن و اخلاق

وب‌سایت رسمی 
شهید مجتبی محمدی دارانی 
زندگی‌نامه، وصیت‌نامه، دست‌نوشته‌ها 
مدارک، گالری تصاویر، بلاگ خاطرات 
طلائیه، عملیات عاشورایی خیبر

​می‌روم مادر که اینک کربلا می‌خواندم  
از دیار دور، یار آشنا میخواندم

بسم الله الرحمن الرحیم. "انی وجهت وجهی للذی فطرالسماوات والارض حنیفا و ما انا من‌المشرکین". همانا که من روی به سوی آفریدگاری برگرداندم که آسمان‌ها و زمین را یکتاپرست آفریده است و من از شرک‌ورزندگان نیستم. "اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک"، "اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک"، "اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی". به‌نام الله آفریننده تمامی مخلوقات برحسب نظم و انسجام و ارتباط مشخص و به‌نام محمد(ص) آورنده و تکمیل‌کننده تکمیل‌ترین و بنیادی‌ترین دین در طول تمام تاریخ از آدم تا به‌آخر یعنی اسلام عزیز و به‌نام علی(ع) مظهر جوان‌مردی و اخلاص و کرم و نمونه و سنبل دین اسلام و به‌نام حسین(ع) سراینده به‌حق ندای آزادی و آزادمردی و به‌نام یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(ع) روحی له‌الفداء و به‌نام نامی نائب برحقش حسین زمان، دنباله‌رو واقعی خط خونین شهدای کربلا خمینی روح الله. در این لحظات حساس که اسلام عزیز از طرف ابرجنایتکاران جهان در معرض خطر قرارگرفته است، در زمانی‌که هر روز به بهانه‌های واهی و پوچ، مظلومین و مستضعفین از طرف ابرقدرتها مورد هجوم قرار می‌گیرند و در زمانی‌که از یک‌سو روزانه صدها نفر از گرسنگی، در معرض خطر مرگ قرارگرفته و از سوی دیگر شاهان و ظالمان برای انتخاب غذای موردعلاقه، متوسل به استخاره می‌شوند و در زمانی‌که ظلم و استبداد بیداد می‌کند و ...، ساکت نشستن جایز نیست و انتظار برای وقوع معجزه‌ای جهت نابودی ظلم، خیلی خام است. آری بایستی ساکت ننشست و باید به داد محرومین و مستضعفان و یاری اسلام عزیز شتافت. آیا در زمانی‌که صدام کافر، مردم مستضعف و بی‌پناه کشورمان را با موشک‌های چندمتری موردحمله قرار می‌دهد و ما را هر روز تحت ظلم و استبداد خود قرار می‌دهد و دست به تهدیدهای گوناگون می‌زند ساکت‌ماندن جایز است؟ مگر نه این‌است که ما خود را پیرو شهیدان کربلا و حسین بن علی علیه‌السلام می‌دانیم پس چرا سخن "لا اری‌الموت الا السعاده" او را نشنیده گرفته و تن به ظلم و جور دهیم. من نیز با مختصر آگاهی که در این مورد داشتم و می‌خواستم باری از دوش انقلاب اسلامی برداشته باشم، راه خود را انتخاب نمودم و امیدوارم خداوند نیز این تحفه ناقابل مرا به‌ درگاهش بپذیرد و صدام کافر بداند که نه با محاصره اقتصادی و نه با حملات پی در پی به شهرها و نه با تهدیدات مکرر خود و نه با موشک‌های چندمتری خود و نه با کمک و یاری‌گرفتن از اربابان و دوستان خود نمی‌تواند ذره‌ای در روحیه و عزم راسخ ما خدشه وارد سازد. این مسئله را هم نباید از نظر دور داشت که اسلام به ما احتیاجی ندارد و خداوند متعال به ما احتیاجی ندارد و اسلام هیچ‌گاه بی‌یار و یاور نمی‌ماند و این ما هستیم که محتاج خداوند و پیامبر اسلام هستیم. زیرا اگر بخواهیم در جهان آخرت، عنایتی بر ما شود، باید با دستی پر در محضر عدالت حاضر شویم، باید در راه خدا جهاد کنیم که به‌فرموده مولای متقیان: جهاد دری از درهای بهشت است که به روی بندگان خاص خدا باز می‌شود و این کوچک‌ترین کاری است که می‌توانیم در این زمینه انجام دهیم و اگر خدا قبول کند در عوض اجر و مزد اخروی برای ما در نظر گیرد. "فمن یعمل مثقال ذره خیر یره" مادر عزیز و مهربانم که هیچ‌گاه نتوانستم قدر زحمات شبانه‌روزیت را بدانم و می‌دانم اگر بخواهم در قیامت سرفراز باشم باید شما مرا تائید کنید، زیرا هیچ‌گاه فرزند خوبی برای شما نبودم. شما خیلی دوست داشتید که من به دانشگاه بروم ولی من موفق نشدم، اما با سعی و کوشش فراوان در دانشگاه جبهه پذیرفته شدم و با توفیق خداوند متعال رتبه خوبی هم به‌دست آوردم. امیدوارم همان‌قدر که از رفتن من به دانشگاه خوشحال می‌شدید، الآن هم که فارغ‌التحصیل شده‌ام خوشحال باشید. من از این بابت هم سرفرازم که پدری کاملا در خط اسلام و انقلاب دارم و از زحمات شما با زبان قاصر و کلام ناقص نمی‌توانم تشکر کنم. ان‌شاالله که بعد از رفتن من بیش از پیش حافظ اسلام و انقلاب و قرآن باشید و با منافقین و مشرکین به صورتی قاطع برخورد کنید. خواهرانم که هریک با حجاب و نجابت خود مایه افتخار من و خانواده هستید، راهی همچون راه زینب علیهاالسلام در پیش‌ گیرید و همیشه خود را برای مصیبت‌های بزرگ‌تر آماده سازید، زیرا نهال انقلاب اسلامی، تشنه خون شهیدان است و وظیفه ما مسلمانان است که آن‌را سیراب سازیم. عزیزانم سعی کنید در تربیت فرزندانتان دقت فراوان به‌خرج دهید. از برادر کوچکم می‌خواهم مرا ببخشد که خیلی باعث ناراحتی‌اش می‌شدم و باز می‌خواهم که در پی درس و تعلیمات اسلامی باشد. عزیزانم همه شما سختی و مصیبت دیده‌اید و انشاءا... در رفتن من نیز بردبار و صبور باشید که خداوند کسانی را که در برخورد با سختی‌ها و مصائب بردبار هستند بشارت می‌دهد: "و لنبلونکم بشیء من‌الخوف و‌الجوع و نقص من‌الاموال و‌الانفس و‌الثمرات فبشرالصابرین". امیدوارم مرا حلال کنید و همیشه مصداق گویندگان انا لله و انا الیه راجعون باشید. دانش‌آموزان عزیز و برادران کوچک من بدانید که اهمیت درس‌خواندن و تعلیم، کمتر از رفتن به جبهه و فعالیت در سنگر رزم با دشمنان دین و قرآن نیست، زیرا با داشتن فرهنگی کاملا اسلامی می‌توانیم سد محکمی در برابر دشمنان اسلام برپا کنیم. عزیزانم به نماز (مخصوصا جماعت) بیشتر اهمیت بدهید و با قرآن بیشتر آشنایی پیدا کنید و برای قرآن احترام خاصی قائل شوید، زیرا که قران کتاب سعادت و دستور زندگی راستین و کتاب سیاست و هدایت می‌باشد. من طی این‌مدت درس‌های زیادی از شما برادران کوچک فراگرفتم و از این بابت افتخار می‌کنم. امیدوارم مرا حلال کرده و از من راضی باشید. دوست دارم اگر جنازه‌ام را نیافتید که هیچ، ولی اگر جنازه‌ام به دستتان رسید به پیروی از علامه مجلسی در ورقی از ۴۰ نفر مسلمان باایمان در مورد اینکه من شخصی باایمان و مسلمان بوده‌ام امضاء بگیرید و در کفنم بگذارید، این کار را به برادر عزیزم حسن گندم‌کار واگذار می‌کنم. دفترچه‌ای دارم به نام دفترچه هجرت که آن‌را به همراه چند عکس که در آلبوم خودم هست به دوستم محسن شعبانی بدهید تا به‌یادگار از من داشته باشد. دفترچه دیگری به نام دفترچه شهادت دارم که به برادر و دوست عزیزم مجتبی خداداد بدهید تا اگر مایل بود از آن استفاده کند. یک‌ماه نماز و روزه قضا دارم که یا برایم بخوانید و یا بدهید تا شخص دیگری برایم بخواند. خواهر بزرگم! از من نواری خواسته بودید که از صدای خودم پرشده باشد، این نوار بین نوارهای خودم می‌باشد، امیدوارم از من راضی باشید. لباس‌های ورزشی مرا به برادرم اکبر بدهید و به او و تمامی دوستان ورزشکارم از قول من بگوئید که سعی کنند ورزش‌هایشان هم برای خدا باشد و به عنوان مسئله مهمی در ذهنشان تداعی نشود، زیرا به‌قول معروف، ورزش هدف نهائی ما نیست و هدف اصلی ما رسیدن به آرمان‌های الهی و اسلامی است. همیشه به یاد خدا باشید که خدا هم در عوض شما را یاری می‌کند. دیگر عرضی ندارم، جز اینکه دعا برای پیروزی اسلام و رهبر عزیز و رزمندگان اسلام را فراموش نکنید. از همه شما التماس دعا دارم. می‌روم مادر که اینک کربلا می‌خواندم، از دیار دور یار آشنا می‌خواندم. خداحافظ امام و رزمندگان. مجتبی محمدی دارانی، اندیمشک ـ پادگان دوکوهه 1362/11/30

شهید مجتبی محمدی دارانی

وصیت‌نامه 
​​​​​​​شهید مجتبی محمدی دارانی